اگر باران ببارد به قلم ویدا چراغیان
پارت صد و بیست و دوم :
خانه ای که فرهاد این روزها در آن ساکن بود واقع در بلوار دریا، یکی از زیباترین ساختمانهای نوساز جزیره بود که به نام همان بلوار نام گذاری شده بود. آپارتمان هنوز چیدمان کاملی نداشت. آشپزخانه مجهز به ابتدایی ترین وسایل بود و دو کاناپه ی ساده و یک میز غذاخوری چهارنفره تنها اثاث سالن پذیرایی بود. فرهاد مهمانانش را رساند و برای انجام کاری که کمی قبل تر خبرش را داده بود عجولانه از خانه بیرون رفت

لطفا صبر کنید...

شادان
0چه خوب شد رفت روی پیغامگیر